تبليغاتX
مرجع نامه برج ( ماکی ) - روانشتاسي
تاريخي - خبر - تحليلي - علمي - فرهنگی واطلاع رساني

در اين راستا يكي از مشكلات اساسي والدين در رابطه با كودك خود نحوه پاسخگويي به سوالات مستمر كودكان است كه در همه زمينه ها از پدر و مادر خود مي پرسند يكي از خصوصيات كودكان اين است كه دايم از محيط دوروبر خود

سوال مي كنند و والدين همواره به فكر اين هستند كه چگونه پاسخ دهند و يا اينكه سوالها را بي پاسخ بگذارند. هنگامي كه كودك بزرگتر مي شود آموزش او نيز به مراتب گسترده تر مي شود. و براي آموزش وي بايد راههاي مختلفي را بياموزيم يكي از راهكارهاي آموزش كودك كه به تجربه ديده شده است كه در بسياري از كودكان شايع تر است نشاندن كودك روي زانو و خواندن كتاب مورد علاقه اش است و خواندن كتاب با صداي آرام و جذاب و ضمنا با حركات دست و چهره و ...... زيرا كودك جذب مي شود و داستان به مراتب برايش جذابيت بيشتري خواهد داشت بخصوص در مورد بچه هايي كه تمركز كمتري دارند و با كوچكترين چيزي حواسشان پرت مي شود نتيجه بهتري داشته است به اين ترتيب كودك احساس امنيت و لذت مي كند و خواندن كتاب برايش جذاب بوده و مطالعه را به صورت يك كار مهم و سرگرمي جالبي مي بيند.

اين زماني است كه كودك فقط مي شنود و مي بيند و مي فهمد اما زماني فرا مي رسد كه كودك حرف مي زند و اين به زبان مربوط مي شود. زبان سخت ترين كار فكري است كه كودك با توجه به محيط اطرافش مي بيند مي شنود و فكر مي كند و با زبانش سوالاتي را مي پرسد اينجاست كه كار والدين به مراتب سخت مي شود سوالات عجيب و غريب كودكان از محيط حالا با موجودي سرو كار دارند كه مي فهمد و اطلاعات نادرست ممكن است به وي آسيب برساند بنابراين فرصت خوبي است در مورد نحوه پاسخگويي والدين صحبت كنيم : يكي از سوالاتي كه كودكان هميشه مي پرسند باران چگونه درست مي شود، براي پاسخ دادن به اين سوال مي توان مراحل تبديل باران و برف را توضيح داد اما براي درك بهتر اين موضوع بايد براي او مختصر توضيح داد تا اينكه بفهمد و به اشتباه نيفتد. البته اين قسمت با توجه به تجربيات نگارنده است كه چند سال و اندي با بچه ها در رابطه با آموزش در ارتباط بوده است و نتيجه مطلوبي داشته است.

آموزش را از دوران كودكي آغاز كنيم دوران كودكي بهترين زمان براي يادگيري است چراكه  نوزادان و خردسالان خيلي خوب و بهتر از ما بزرگترها همه چيز را مي بينند. آنها سراپا چشم و گوش هستند. چه والدينشان متوجه اين موضوع شوند چه نشوند، ذهن كودك در حال جمع آوري اطلاعات و دسته بندي و كامل كردن و نتيجه گيري كردن آنها مي باشد و اگر والدين دقت نكنند، كودك خردسالشان ياد مي گيرد چطور با نقش بازي كردن والدينشان را وادار به انجام خواسته هاي خود كنند. البته نخستين درس هايي كه والدين به كودكانشان مي آموزند، درس عشق و محبت همراه با پاكي و صفاي درون است.  با اين حال لازم است كه درباره يادگيري كودكشان كمي سخت گير باشند. به عنوان مثال براين مسأله تأكيد داشته باشند كه كودك كلمه اي را درست ادا و تلفظ كند، يعني به جاي كلمه «بابا» نگويد «آبا». كودكي كه تازه زبان باز كرده است، شما را با پرسش هاي خود بمباران مي كند: «چرا باران مي آيد؟»، «من از كجا آمده ام؟»، «چه كار مي كني؟» و غيره... اين سؤالات از جمله بهترين ابزاري هستند كه كودك براي يادگيري مورد استفاده قرار مي دهد. اگر آنها را به سؤال پرسيدن تشويق نكنيم، در حقيقت جلوي رشد فكري آنها را گرفته ايم.

 سعي كنيد كه به كودكانتان پاسخ هاي ساده و مختصر بدهيد. مثلاً وقتي او مي پرسد كه چرا باران مي آيد، او انتظار ندارد كه يك شرح بلند بالا و طولاني به او ارائه بدهيم. مطمئناً او به پاسخ كوتاهي مثل اين راضي خواهد شد:  «ابرهايي كه به وسيله آب سنگين شده اند، آبشان به زمين مي افتند.» ذهن كودك مدت زمان اندكي مي تواند بر روي مسأله اي تمركز كند و درست مثل زماني كه به كودكتان فقط شير مي دهيد، چون بدنش نمي تواند غذاهاي جامد را هضم كند، به همين دليل بايد به كودكتان پاسخ هاي ساده و قابل درك بدهيد.با بزرگتر شدن نوزاد آموزش او را وسيع تر كنيد، مثلاً به او خواندن را بياموزيد. براي اين كار بهتر است كه او را روي زانوي خود بنشانيد و كتاب را جلوي او بگيريد و با صداي آرام شروع به خواندن كنيد. به اين ترتيب كودك احساس امنيت و لذت مي كند و مطالعه برايش به صورت يك كار و سرگرمي جالب در مي آيد و كتاب را به چشم يك اسباب بازي نگاه مي كند و سپس كم كم آموزش حروف الفبا را آغاز كنيد. البته اين كار را به صورت يك بازي درآوريد و بعد ساختن كلمات و جملات كوتاه را به او ياد دهيد. سعي كنيد كه اين آموزش ها همراه با تفريح و سرگرمي باشد. يك زن و مرد به همين روش توانسته بودند كه خواندن را به پسر سه ساله شان بياموزند. به اين ترتيب كه با انگشت به كلمات مورد نظر اشاره مي كردند و آن را مي خواندند و سپس در بعضي جاها مكث مي كردند و از كودك مي خواستند كه او كلمه را تلفظ كند. بعد از مدتي كودك خواندن كلمات زيادي را فرا گرفت، بطوري كه در سن چهارسالگي مي توانست متن هاي ساده را بخواند. نوشتن را همراه خواندن به كودك ياد بدهيد، براي اين كار از حروف الفبا شروع كنيد تا به كلمات برسيد. كودكي كه تشنه  آموختن باشد، خيلي زود ياد مي گيرد اسمش را بنويسد. در حال حاضر بَن بِن بُن وسيله خوبي براي آموزش كودكان 3 تا 6 سال است كه آموزش و پرورش براي آموختن كودكان تاييد كرده است با اين روش كودك با كمك تصوير كلمات را مي بيند و در ذهن كودك تصوير مي شود و كودك هر جايي كلمات را ببيند مي تواند آنها را تشخيص دهد.

كودكان با يكديگر فرق دارند و هر كودكي شخصيت منحصر به فردي دارد، بايد به او فرصت بدهيم كه براساس توانايي ها و مواهب فطري خود رشد و پرورش يابد. اگر بخواهيد به كودكي كه توانايي يادگيري او پايين است، كلمات و درس هاي سختي آموزش دهيد، پس از مدتي كودك از يادگيري دلسرد مي شود. سعي نكنيد كودكتان را در قالبي جاي بدهيد كه از پيش آماده كرده ايد. اما نبايد از آموزش او كاملاً غافل شويد، با اصلاح اشتباهات و خطاهاي كودكتان به او كمك كنيد كه از استعدادهاي خود بهترين بهره را بگيرد.

اگر پدر و مادر به كودكشان بگويند كه برتر و يا پايين تر از ديگران است، حس خودخواهي و رقابت را در او بيدار كرده اند. اگر چه كودكان از همان سال هاي اول زندگي شان نشانه هايي از خودخواهي و خودپسندي شان را بروز مي دهند، اما مفهوم عباراتي مثل برتري نژادي، طبقاتي و يا ميل به زياده خواهي را نمي دانند. بنابراين از مقايسه كردن يك كودك با كودك ديگر به شدت پرهيز كنيد. اگر به كودكتان ياد بدهيد كه نقاط مثبت و توانايي ها و استعدادهاي خود را افزايش دهد، او هيچ وقت به حال ديگران غبطه نمي خورد و نسبت به موفقيت و توانايي هاي افراد ديگر حسادت نمي كند و برعكس اگر به كودكتان بگوييد كه از كودك ديگر برتر و بهتر است، حس غرور را در او تقويت كرده ايد و باعث شده ايد كه دوستانش را به چشم حقارت ببيند. پدر و مادر بايد كودكشان را دوست داشته باشند و او را همانطوري كه هست بپذيرند و هرگز او را با كودكان ديگر مقايسه نكنند. تنوع و گوناگوني بسيار چيز خوبي است. همانطور كه در يك اركستر ابزارهاي موسيقي متفاوت باعث نواختن يك آهنگ زيبا و دلنشين مي شوند، وجود شخصيت هاي متفاوت در يك خانواده محيط آنجا را زيباتر و جالب تر خواهد كرد.زمينه و امكانات رشد فرزندتان را فراهم سازيد.

در هر لحظه و ثانيه اي كه فرصت داريد، كودكتان را آموزش بدهيد. معمولاً صبح ها به خاطر اينكه اعضاي خانواده به سر كار و يا به مدرسه و دانشگاه مي روند، فرصت كمي براي آموزش است بنابراين شب ها براي كودكان و نوزادان بهترين زمان است، چرا كه والدين و خواهر و برادرهاي بزرگترشان توجه خاصي به آنها مي كنند. بيشتر كودكان دوست دارند قبل از خواب برايشان قصه بگويند، كه وسيله خوبي براي آموزش دادن به كودكان است. آنها نيز به اتفاقات و پيشامدهايي كه در زندگي واقعي براي شما اتفاق افتاده است علاقه دارند و شما مي توانيد بهترين درس هاي زندگي را در خلال اين خاطرات به كودكانتان بدهيد. شايد تكرار كردن يك داستان و يا يك خاطره كار سختي باشد، اما كودكان عاشق اين هستند كه بارها و بارها يك قصه را برايشان تعريف كنيد. شما خيلي زود متوجه مي شويد همين زماني كه شب ها براي كودكتان قصه مي گوييد، بهترين فرصت براي ايجاد يك رابطه صميمي بين خود و فرزندتان است.به روش هاي مختلف مي توانيد به آموزش كودكتان بپردازيد. اين آموزش مي تواند به شكل يك بازي باشد.

به مرور زمان كودك مي آموزد كه افكارش را بيان كند، نقاشي كند، برخي از كارها را انجام دهد كودك به تشويق و توجه شما نياز دارد. وقتي كودك كاري انجام مي دهد، مثلاً نقاشي مي كشد و يا يك اسباب بازي سر هم مي كند، او را تشويق كنيد. با اين كار كودك بسيار خوشحال مي شود و علاقه اش به ادامه كار دو برابر مي شود. و اگر شما كودك را سرزنش كنيد و عيب هايش را خيلي تند به او گوشزد كنيد، او خيلي زود ناراحت و دلسرد مي شود.  شما مي توانيد درباره كارهايش نظر بدهيد و براي بهتر شدن كارش او را راهنمايي كنيد، اما هيچ وقت به او نگوييد كه كارش كاملاً بي ارزش است. مثلاً به جاي اينكه خودتان برايش نقاشي بكشيد، روي كاغذ ديگر به او نشان بدهيد كه چطور مي تواند كارش را بهتر كند. فراموش نكنيد اگر به شدت آنها را مورد انتقاد قرار دهيد، شوق آموختن را در آنها خاموش كرده ايد. يك كودك به تشويق نياز دارد، بخصوص هنگامي كه اولين گام ها را براي يادگيري برمي دارد. اگر كودكتان كارش را درست انجام نداد، او را تشويق كنيد كه كارش را دوباره انجام دهد. 

 چگونه به سئوالات كودك پاسخ دهيد

شما به سئوالات كودكتان پاسخ مي دهيد و او را تشويق مي كنيد كه با شما رابطه برقرار كند. اما روزي مي رسد كه كودكتان يكدفعه از شما درباره نحوه به دنيا آمدن خود، يا خواهر و برادرش سئوالاتي مي پرسد. آيا به او پاسخ هاي درست مي دهيد و يا به او دروغ مي گوييد، مثلاً به او مي گوييد برادر و خواهرش را از بيمارستان آورده ايد؟ آيا به كودكتان در اين باره اطلاعات درستي مي دهيد و يا مي گذاريد خود كودك اطلاعاتي از دوستان بزرگتر از خودش به دست آورد؟

در واقع برخلاف آنچه كه بيشتر والدين فكر مي كنند، توضيح اين موارد به كودك كار زياد سختي نيست. شايد والدين از اين مي ترسند كه وقتي فرايند تولد را به كودك توضيح مي دهند، مجبور شوند وارد حريم مسائل جنسي بشوند. اما اين گونه نيست و هر مرحله اي شرايط خاص خودش را دارد. در مراحل نخستين، كافي است كه كلمات و عبارات ساده اي را انتخاب كنيم و پرسش او را به طور صحيح اما كوتاه و مختصر پاسخ دهيم.

به عنوان مثال اگر كودكتان از شما مي پرسد: «بچه ها از كجا مي آيند؟» شما مي توانيد به او بگوييد: «آنها داخل شكم مادرشان رشد مي كنند و بزرگ مي شوند.» ديگر لازم نيست كه چيزي به اين توضيح اضافه كنيد. و مدتي بعد ممكن است كودكتان از شما سئوال كند: «چطور يك بچه از شكم مامانش بيرون مي آيد؟» بهترين پاسخي كه مي توانيد به او بدهيد اين است: «يك دريچه مخصوصي براي اين كار وجود دارد.»

به اين ترتيب در هر مرحله پاسخ مناسبي به كودك داده مي شود و حس كنجكاوي او ارضا مي شود.

 با بكارگيري اين روش بدون آنكه به كودكتان دروغ گفته باشيد، به كودكتان آموزش داده ايد.بهتر است كه كودكان از طريق پدر و مادرشان با اين مسائل آشنا شوند تا به صورت نادرست، "اطلاعات" را از دوستان و يا منابع ديگر كسب نكنند.

 چگونه كودكان واقعيات زندگي را بشناسند

كودكان در بازي هايشان از بزرگ ترها تقليد مي كنند و اداي آنها را در مي آورند. و از آنجا كه كودكان از اطرافيان خود تقليد مي كنند، رفتار پدر و مادر در يادگيري كودكان بسيار مهم است. كودك به محض تولد شروع به آموختن مي كند، نه تنها از حرف ها بلكه از رفتارهاي پدرو مادر نكات بسيار زيادي ياد مي گيرد. او نحوه رفتار والدين را با يكديگر و با ديگر افراد خانواده و فاميل مي بيند.

درس هايي كه او از رفتار و كردار شما مي آموزد بسيار حياتي تر از آموختن مهارت هايي مثل راه رفتن، حساب كردن و خواندن است. اين نكات مبدا اصلي شناخت و آگاهي او براي رسيدن به خوشبختي است. والدين الگوي خوبي براي كودكان هستند تا او بتوانند در بزرگسالي به نحو شايسته رفتار كنند. اگر والدين در محيط خانه با دادو فرياد صحبت كنند و در محيط خانه جرو بحث وجود دارد اين رفتارها ناخودآگاه در كودك تاثير بسيار بدي خواهد گذاشت و او را شخصي عصبي و پرخاشگر بار مي آورد. و بالعكس اگر والدين رفتار خوبي با ديگران داشته باشند، كودك رفتار آنها را تقليد خواهد كرد. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان بهترين اخلاق و كردار را داشته باشد، در زندگي بهترين چيزها را انتخاب كنيد.

والدين بايد درست آموزش دهند نه اينكه كودكان خود را از انجام كاري نهي كنند و خود درست به آن كار را انجام دهند. چطور مي توانيد به كودك بگوييد كه دروغ نگويد،  حال آنكه خودتان دروغ مي گوييد؟ اگر پدر و مادر به يكديگر احترام نگذارند،  چطور انتظار دارند كه كودكانشان ادب و احترام را رعايت كنند؟ و يا وقتي كه پدر يا مادر نسبت به فرزندانشان احساس تعهد و مسئوليت نمي كنند،  نبايد از فرزند خود بخواهند كه به قول خود عمل كند.  وقتي پدر و مادر مرتب تكرار مي كنند كه هميشه حق با آنهاست، كودكشان فكر مي كند كه رفتار پدر و مادرش به بهترين نحو است و آنها اصلاً اشتباه نمي كنند.كودكان خيلي زود عشق و محبت ديگران را درك مي كنند. و با ديدن كوچكترين نشانه اي از محبت از طرف ديگران خيلي راحت به اين احساسات محبت آميز پاسخ مي گويند. والدين مي توانند كودكشان را غرق در اسباب بازي بكنند، اما هيچ وقت نمي توانند عشق و محبت را با پول بخرند. عشق و محبت از دل بر مي خيزد نه از كيف پول. كادو و هديه به تنهايي نمي تواند جاي عشق و محبت را بگيرد. پس به جاي خريدن هديه و اسباب بازي هاي رنگارنگ با كودكتان وقت بگذاريد و با او بازي كنيد.

كودكان با دريافت محبت و توجه، عشق و محبت را به ديگران هديه مي دهند. آنها را تشويق كنيد كه به ديگران كمك كنند و شادي هايشان را با ديگران قسمت كنند. به آنها بياموزيد كه والدين، دوستان و ديگران را در خوشبختي هايشان شريك كنند.
ارزش هاي زندگي را به كودكانتان بياموزيد

ارزشهاي واقعي زندگي چه هستند و چگونه مي توان آنها را به كودكان آموزش داد. امروزه بيشتر والدين چيزي از ارزش هاي واقعي زندگي نمي دانند، و كودكان بي آنكه شناختي بر روي ارزش ها داشته باشند بزرگ مي شوند. برخي از والدين معتقدند كه خودشان حق دارند كه شخصيت كودكشان را شكل دهند و اگر خود اين كار را انجام ندادند، كودكان ديگر، همسايه ها و فيلم هاي تلويزيوني اين كار را برايشان انجام مي دهند.  مسائل زيادي است كه والدين از آن بيم دارند: فاصله بين نسل ها، سركشي جوانان، مواد مخدر، بي بند و باري جنسي و انحراف اخلاقي.  اما واقعيت اين است كه شخصيت يك كودك خيلي قبل از برخورد با اين مسائل شكل گرفته است.در يك مجله علمي چنين نوشته شده است: «شخصيت يك فرد قبل از زمان مدرسه رفتن شكل مي گيرد و در او تثبيت مي شود. به همين خاطر كودكان پيش دبستاني حساس هستند و خيلي زود تحت تأثير رفتار و حركات ديگران قرار مي گيرند و آمادگي يادگيري هر رفتار و كرداري را دارند و اين رفتارها تا مدت زمان زيادي در آنها تثبيت مي شود.»كودكان بايد اصول زيادي را بياموزند ، مهمترين اصل عبارت است از: شناخت خوب از بد. اگر والدين در شناخت حقيقت و درستي و خوبي هاي زندگي به كودكان كوتاهي كنند در حقيقت كودك خود را تنها گذاشته اند و اين تنهايي باعث مي شود كودك در اجتماع متضرر شود. بنابراين سالهاي قبل از دبستان بهترين فرصت براي آموزش درس هاي زندگي  به كودك است و تاخير و تعلل در اين كار جبرانش در سالهاي بعد بسيار دشوار خواهد بود بنابراين بايد به كودكان خوبي ها و ارزش هاي واقعي زندگي را آموزش دهيم تا به خوبي آنها را بشناسند.

حمیرا آبـــدری          برگرفته از سایت  ماکو نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 10:36 بعد از ظهر  توسط پژمان جباري | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

این مرجع نامه در جهت تهیه مجموعه ای کامل در زمینه های مختلف تلاش می نماید امیدواریم مورد استفاده دوستان گرامی قرار بگیرد .
لطفا با پیشنهادات و انتقادات خود مارا در ادامه راه و تکمیل این مرجع نامه یاری فرمایید


نوشته های پیشین
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
آرشیو موضوعی
علمي
خبري
فرهنگي
تاريخي
هنري
آموزشي
ادبي
عمومي
تاريخ ماكو
جالب
اطلاع رساني
کار
حقوقی
تبليغات
فرهنگ وزبان تركي
نویسندگان
پژمان جباري
مدیر وبلاگ
پیوندها
سايت خبري ماكو نيوز
نشريه آواي ماكو
ماكو آنلاين
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM